معمولش اینه که وقتی هر افطاری را پشت سر می ذاری می گی خدا را شکر این هم گذشت. ولی من بعد هر سحری می گم خدا را شکر این هم گذشت. خلاصه قسمت سخت روزه برای من سحری ه که باید به زور از خواب پاشی. به زور به بدنت حالی کنی که الان وقته خوردن در حد نهاره و مهم نیست 3-4 ساعته چیز خوردی. بعدش هم حالی اش کنی که تموم شد الان باید بخوابی ولی هم بدن بیداره هم مغز (امان از بیداری بی موقع مغز) و فقط صاحب مفلوکش می خواد بخوابه.

اصولاً شله زرد و حلوا برند ماه رمضون هستند. یعنی در مواقع دیگر سال رسمیتی ندارند. دقت کنید هروقت هم که کسی غیر ماه رمضون شله زرد و حلوا تعارف کنه روی فاز آزمایشی و بازی تدارکاتی اش تأکید داره و انتقادها جهت حضور افتخار آمیز در ماه رمضون پذیرفته است.

آش و حلیم خیلی شرف دارند چون در کل سال در اوج هستند و در ماه رمضون هم برند اول.

یادمه قدیم ها که ماه رمضون زمان دانشگاه امون بود برنامه کلاس های ساعت آخر این بود که دانشجوها شروع می کردند به التماس و فحش و تهدید به استاد که ماه رمضونه زودتر تعطیلش کن بریم. البته اونایی که روزه بودند نای داد زدن نداشتند و این مسئولیت بر عهده مجهزین بود. اما الان دولت حتی ساعت کاری را هم کم نکرده. بنده هم قبول دارم. الان افطار یه ساعتی هست که اگر اداره ها را یک ساعت دیرتر هم تعطیل کنند و کارمندها بخوان پیاده برن خونه نه تنها فرصت می کنن یک دوش بگیرند تا حالشون جا بیاد بلکه می رسند یک غذای مناسب هم آماده کنند و تازه باید نیم ساعت بشینن غر بزنند که آقا اگر این 8:30 شبه پس شبش کو!

از خصوصیات مزخرفی که در ایام عید نوروز و جام جهانی و ماه رمضون عیناً مشترکه تحمل یک پکیج کامل تبلیغات بازرگانی است که حتی ترتیب و ساعت و زمان هر کدوم عین 30 روز تکون نمی خوره و البته همه جذابند!

اول ماه رمضون زندگی همه سریال ها گل و بلبله. بعد یک گره می افته که شب قدر می شه تومور مغزی همراه با مراسم شب قدر با صدای ضمیمه محمد اصفهانی و حرکت اسپایدرکم دوربین و آخرش هم همه مریض ها خوب می شن و آدم بد ها مهربون و فقیر ها می فهمند پول چیز بدیه و صفای فقر و عشق است و همه مجردها ازدواج می کنند. البته چون الان تعطیلات عید فطر بیشتر شده نویسنده ها وقت دارند ریشه ای تر کار کنند.

ماه رمضون آنتن برای علمایی هست که در طول سال نشون دادند خوب و حرف گوش کن و دلسوز بودند و دلواپس. ولی یکی هم بینشون هست که هر روز عادی هم می آد. نه عالم ه نه هیچی. فقط عمامه داره. به زور جلوه های ویژه بک گراند می خوان جذابش کنند ولی حرفاش مرغ پخته را تو دیگ نمی خندونه بلکه به زار زار می اندازه. الهی از نعمت دیدنش در تلویزیون محروم بشیم. اسمش را هم تا حالا رویم نشده از کسی بپرسه. می ترسم بگن واسه چی این اطلاعات به درد نخور را می خواد تو مغزش فرو کنه.

در ماه رمضون مدعیان و حامیان آزادی بیان و اندیشه و عقیده که از هر تفکر الهی و کافر و
گبری دفاع می کنند گیر می دن به ما  که خاک تو سرت که روزه می گیری ابله چروک می شی از کم آبی. خلاصه اون امر به معروف و نهی از منکر که قدیما بود الان شده دفاع از خود علنی و روحیه به خود در خفا.

آقا هر کی جلو ما خواست چیزی بخوره بخوره. نه به من ربط داره که چرا می خوره نه به اون که من چرا نمی خورم. روزه گیریم. دیکتاتور که نیستیم. قرار باشه عالم و آدم در خدمت نخوردن من باشند که هنر نیست.  راحت باشید و فقط احترام بذارید. چایی هم نخورید جلوم. اون قضیه اش فرق داره.

درسته قراره در ماه رمضون زبان آدم هم از گفتم حرف بد روزه باشه ولی معتقدم که فحش دادن به شهرداری و راننده ها در صورت خاموش بودن کولر مترو و اتوبوس نه تنها حلاله بلکه ثواب هم داره. چطور خواب آدم روزه دار عبادت باشه ولی فریاد مظلومیتش نباشه؟! حالا این که هوا گرم نیست دلیل نمی شه که!

یه عده برای این که در ماه رمضون گناه زبونی غیبت و تهمت و دروغ و توهین هم نکنند سر کار چرت می زنند تا کمتر حرف بزنند. دلیلشون فقط همینه وگرنه تو 16-17 ساعت 2 ساعت خوابیدن بیشتر ضایع کردن خود آدم ه و ارزش و تأثیری در تحمل گشنگی نداره.

برای یک عده برکت کل سال فقط یعنی سی روز ماه رمضون. ماه رمضون هم فقط یعنی سه شب قدر. شب قدر هم فقط یعنی شهادت حضرت علی. برای همین کل ماه رمضون که از دید خدا و قرآن جشنه برای اونا عزاست و سه شب قدر که اگر شهادت حضرت علی نبود عین جشن بود عزای مضاعفه و بدتر که تنها کار مثبتی که بلدند گریه کردنه.

یه عده فقط سی روز سال به این فکر می افتند که به فکر دیگران باشند. آن هم در سه شبش و آن هم در حد یکم غریب نوازی و البته کلی گریه و عزاداری. خدا دل این ها را هم نمی شکونه ولی با آدم شدن یه روز در سال مردم اون هم در این حد دردی از جامعه و خودشون دوا نمی شه که نمی شه.

ماه رمضون بخشی اش روزه شکمه. روزه زبان و عمل هم داریم. روزه داری که هنوز زبونش گناه کنه و از عملش مردم در عذاب باشند فقط یک گشته بدبخته که مازوخیست داره. همین.

خلاصه ماه رمضون اومده و برای هر کس که با هر دیدی هر تصمیمی داره مبارک باشه.

انشالله همه با هر اعتقادی در کنار هم با احترام به عقاید هم زندگی کنیم که همین، عقاید تک تک امون را زیبا تر می کنه.

نوشته شده توسط علیرضا کریمی در ساعت 10:47 | لینک  | 

بالاخره چاپ شد ...

 

نوشته شده توسط علیرضا کریمی در ساعت 19:39 | لینک  | 

امروز سر راه که از جلو روزنامه فروشی رد شدم برام جالب بود که هیچ کس فکر نمی کرد فردای بازی ایران و آرژانتین مردم ناراحت باشند، اما از باخت 1-0. همین مردمی که تا چند ماه پیش به 3-0 راضی بودند. مردم و کارشناسانی که می گفتند خدا کنه آبرومون نره و زیاد نخوریم. برام جالب بود که برای اولین بار همه روزنامه ها یک صدا تیم را تحسین کردند و به دارو توپیدند و یک روزنامه هم تقصیری گردن هیچ رکن تیم ملی ننداخت. این تیم ملی شاید توسط همه حمایت شد به جز مردم و کارشناسان و رسانه های ایران. همه جک ساختند و مسخره اش کردند. این تیم را فقط یک مرد پرتغالی به این سطح روحیه و اعتماد به نفس رسوند. بزرگ شده مکتبی که لااقل در اخلاق ورزشی و حرفه ای فرسنگ ها از ما جلوتره.
از دست دادن این آدم حیفه و این تیم را واقعاً از این به بعد نمی شه دست هر لابی منی سپرد.
خسته نباشند که سال های مدید یک بار دیگه مردم به تیم ملی اشون افتخار کردند و غرور ملی از این دست که شاید دیگه حسش را هم یادمون رفته بود را به دست آوردیم. هرچند حیف.
یکی از روزنامه ها نوشته بود شکار ناجوانمردانه یوزپلنگ ایرانی. یهو ناخودآگاه یاد یوزهای ایرانی و رفتار وحشیانه شکارچیان غیر مجاز باهاشون افتادم.

نوشته شده توسط علیرضا کریمی در ساعت 10:6 | لینک  | 

چند روز پیش در خبرها خوندم که وزیر بهداشت از بیماران ام اس عذرخواهی کرده. چند وقت قبل هم وزیر نیرو عذرخواهی کرده بود. وزیر امورخارجه هم مدام در فیسبوکش شده بلاگردون و حتی بابت مواردی که چندان بهش ربطی نداره از مردم عذرخواهی می کنه. این ها شاید از عذرخواهی رئیس جمهور در مصاحبه تلویزیونی شروع شد که تند رو ها ازش آتو گرفتند و باقی مردم اون را یک کار ارزشی دونستند.
خلاصه جای خوشحالی داره که فرهنگ عذرخواهی داره به عنوان یک اخلاق که آدم را بزرگ می کنه نه کوچک جا می افته. عذرخواهی فرهنگی بود که 8 سال شاید هم بیشتر ندیده بودیمش.
برعکس 8 سال قبل که ضدفرهنگ و ضد ارزش دروغ و فرافکنی شده بود روش پاسخ به مردم توسط دولت دروغ گویان.
باید گفت که رئیس جمهور ناخودآگاه روی ادبیات جامعه تأثیر داره. همان طور که زمان خاتمی همه سعی می کردند لفظ قلم حرف بزنند و با کلاس رفتار کنند. زمان احمدی نژاد همه لمپن و هوچی گر و فرافکن و دروغ گو شده بودند و الان همه می خوان ادای آدمای باهوش و سیاست مدار را در بیارند.
البته غیر از خیلی تندرو ها.

نوشته شده توسط علیرضا کریمی در ساعت 10:6 | لینک  | 

امروز سوم خرداده. همیشه دلم خواسته هرچقدر هم کم می نویسم و با این که وبلاگ تقویم نیست ولی از این یه روز همیشه یادی بکنم. روزی که آبروی ملت بود و مردم و فقط مردم.

امروز سالگرد آزادی خرمشهره ولی گفتن از درد مردمش مهم تره.

درسته آزاد سازی اش تو تقویم هست ولی روز به روز درد مردمش را جایی ثبت نکردند جز در سینه پردرد خود اون مردم. مردمی که هنوز هم درد دارند.

 

 

نوشته شده توسط علیرضا کریمی در ساعت 10:36 | لینک  | 

من هم دلواپس این افراد دلواپس هستم که کافیه دلشون برنجه تا دل ملتی را خون کنند.
به معنای واقعی خون کنند ...
در صورت ذره ای رنجش دل خودشون ...
خون ها!!!

نوشته شده توسط علیرضا کریمی در ساعت 15:49 | لینک  | 

یه کسی یه غلطی می کنه یه مزخرفی می گه که از ناحیه دهان معمولاً در نمی آد ...
یه کاریکاتوریست هم یه غلطی می کنه در جواب اون مزخرف یه کاریکاتور می کشه در توهین به کسایی که اصلاً ربطی به موضوع ندارند ...
یه عده مردم هم فقط خوش خوشان و یا اعصاب خوردان شیر می کنند ...
کاش عین آدم عصبانی شدن را یاد بگیریم. کاش یاد بگیریم اگر هم توهین می کنیم به کسی توهین کنیم که غلط زیادی کرده نه هر کس که شکممون فرمان ب
ده ...
خلاصه ...
نه می خوام بگم متمدن باشیم چون آبرو نذاشتیم تو دنیا برای ایرانی جماعت و دلمون به کوروش خوشه فقط ...
نه می خوام بگم توهین نکنیم چون نمی تونیم توهین نکنیم فقط خواهشاً به کسی که حقشه توهین کنیم نه کس بی ربط ...
نه می خوام بگم که معرفت داشته باشیم که همه جای دنیا مردان جنگی اشون را روی چشم می ذارن ولی اینجا توهین می کنند و شیر ...
نه می خوام بگم به آزادی بیان و عقیده معتقد باشیم که همه جای دنیا به آزادی بیان و عقیده معتقدند اون وقت اینجا مردم به چادر و ریش آلرژی دارند و آقای کاریکاتوریست می آد عقده خالی می کنه و از اون طرف هم یه سری آدم هیز طالبانیست هم گشت ارشاد راه می اندازند و زل می زنن به پر و پاچه ناموس مردم ...
من فقط می خوام بگم عین آدم عصبانی و وحشی و توهین گر باشیم.
عین آدم توحش کنیم.
توحش هم بلد نیستیم آخه.
ما که آدم بودن را قی کردیم رفته. یکم توحش یاد بگیریم که بالاخره یه چیزی بلد باشیم تو این دنیای متمدن که ادعامون می شه سرسلسله تمدنش خودمونیم.

ترجیح می دم بحثی نکنم.

لابد الان تمدن کلی وکیل وصی پیدا می کنه که می خوان با زبون توحش ازش دفاع کنند.

 

نوشته شده توسط علیرضا کریمی در ساعت 15:48 | لینک  |